درباره ما

موسس سایت

نام : بهمن          نام خانوادگی : جلیلی

تولد : 1337       تحصیلات : کارشناس ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی

شغل : معلم ، مدیر هنرستان و مدرس دانشگاه

    درسحرگاه یک روز سرد پاییزی (15 آذر 1337 ) در روستای ساحلی و زیبای محمودآباد لیسار( تالش - گیلان ) در خانواده ای که به شغل کشاورزی اشتغال داشتند ، متولد شدم . تحصیلات ابتدائی را بعلت نبود مدرسه در مسجد محمودآباد شروع کرده ، سپس در مدرسه ای کاهگلی که در مجاورت مسجد احداث و توسط یک سپاهی دانش رژیم پهلوی اداره می شد ، ادامه داده و کلاس پنجم و ششم ابتدائی را در دبستان منوچهری لیسار(ادیب فعلی)به اتمام رساندم . دوره متوسطه را ابتداء در مدرسه نوبنیاد لیسار (شهید زمانی فعلی) و سپس  در حکیم نظامی آستارا به پایان رساندم . در سال 1360 بعنوان معلم در مدارس تالش استخدام شده و در سال 1375 کارشناسی ارشد گرفتم ، البته در دهه هفتتاد بمدت 7 سال بعنوان معاون و سپس رئیس آموزش و پرورش شهرستانهای تالش - ماسال و شاندرمن و رضوانشهر به وطن عزیزم خدمت کردم . درحال حاضر بعنوان مدیر و موسس دبیرستان و هنرستان غیر دولتی باقرالعلوم (ع) تالش مشغول بکار بوده و علاوه برآن در دانشگاههای تالش نیز فقه و حقوق تدریس می کنم .

  از دوران اولیه کودکی تابستان ها بهمراه دیگر اعضاء خانواده برای فرار از گرما و نیش پشه ها با اندک امکانات زندگی سوار برپُشت اسب و قاطر از مسیر راه مالرو میان جنگل از زیر درختان سر به فلک کشیده مناطق " تیفیجه" ، "میرام گولشن" به ییلاق زیبای سوباتان کوچ می کردم و هوای پاک و خنک ییلاق را جُرعه جُرعه می بلعیدم و تابستان را به انتها می رساندم . کوچ به سوباتان خاطرات شیرینی را در ذهنم ایجاد کرده که هرگز فراموش نخواهد شد و خاطرات آن در قسمت " کوچ سنتی " به تفصیل بیان شده است .

      خاطرات آن دوران بخصوص سپری شدن ایّام طلائی کودکی و نو جوانی ام در سوباتان چنان مرا شیفته این سرزمین زیبا کرده که سوباتان قسمت مهمی از زندگیم شده و در هر شرایط جوّی ، در گرما و سرما و در برف و باد و باران نا خودآگاه مرا بسوی خود می کشاند. گویی اقلیم من بجای چهار فصل یک فصل دارد و آن هم فصل عشقِ من و سوباتان است . شاید تولد این سایت ( سایت سوباتان ) ناخواسته برای بیان این عشق و شرح این دلدادگی است .

مدتی است که با دوستان و نزدیکان و دیگر عزیزان همنوا شده و از خود سئوال می کنم که چرا به سوباتان علاقمندم ؟ و در ابعاد مختلف این سئوال و جوابهای گوناگون آن مدتهاست در درون خود مشغول گفتگو هستم . امّا نتیجه این گفتگوی درونی اعماق وجودم همواره به یک نقطه ختم می شود.

«شاید دامن مادر در بستر سوباتان این علاقه را ایجاد کرده »

به قول سهراب:« مادری داشتم بهتر از برگ گل ». خدا همه مادران از دست رفته را بیامرزد . مادری داشتم عاشق سوباتان بود . بیاد دارم که دست به هر جانفشانی می زد تا مقدمات کوچ به سوباتان را فراهم کند تا پدرم به بهانه فقر و نداری و نبود امکانات مانع کوچمان نشود . روز کوچ وقتی لباس بلند محلی « تومان - کوینکِ » سفید و « چاخچور » قرمزش را می پوشید و گوشه ساچاخ دار روسری نیلی رنگش را از جلوی دهانش یاشماخ می کرد و روی اسب زین شده می نشست آسمانی می شد و چه هیبتی پیدا می کرد که از توصیفش عاجزم .......

من و دیگر بچه های خانواده را روی بار چهارپایان می بستند ، همگی همراه مادر به سوباتان می رفتیم . آن روزهای سوباتان خوب و شیرین بود . چرا که سر بر زانوی مادر می گذاشتم و روی چمن سبز سوباتان می خوابیدم .

بزرگ که شدم آرزو داشتم خانه زیبایی در سوباتان برایش درست کنم و تابستانها در ییلاق در کنارش باشم و مقداری از تلخی های گذشته را از وجودش پاک کنم . امّا افسوس که اجل فرصت نداد و این آرزو را به دلم گذاشت .

آن روزها مادر داشتم خانه نبود . حالا که خانه دارم مادر ندارم .

اکنون هر گاه در سوباتان تنها می شوم افکار و خیالات آن روزها مرا در میان می گیرند و به گذشته ها می برند . دوست دارم یکبار آن روزهای خوش گذشته حتی در خواب برایم تکرار شود . 

جای خالیش را با نماز و قرآن پُر کرده ام و احساس می کنم حضور معنوی اش همیشه در کنار من است ........

بوسه مهربانانه مادر بهترین هدیه دامادیم .....

تابستان1360

و این سایت ناقابل را به پاس همه زحماتش ، تقدیم روح بلندش می کنم ......

اگر شما کاربر محترم از این سایت بهره ای بردید صلواتی نثار روح پاک او و همه مادران جوان ، خصوصاً مادر جوان مجهول القبر بقیع کنید .

والسلام

نمای کامل سوباتان از ارتفاعات مجمع داش

 

 زمستان سوباتان (یکم دی 90 بازار سوباتان)

 


تابستان سوباتان (تیر 91 آبشار وِِرَزان)

مدیر سایت:

مرتضی جلیلی

متولد:۱۳۷۱                   تحصیلات:دانشجوی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی